X
تبلیغات
نشریه بیداری

نشریه بیداری

وبلاگ نشریه دانشجویی دانشگاه شیراز

حرف های ما هنوز نا تمام ....

تا نگاه می کنی

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی !

پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود

آی...

ای دریغ و حسرت همیشگی!

نا گهان

          چقدر زود دیر می شود

                                              قیصر امین پور بهمن1369

 

 

 

سرزمین مادری ام ایران

سلام

ایران عزیزم مدت هاست در شب های آسمانت ستاره ای نمی بینم و آرامشی مرا حاصل نمی شود. این جا سرد است خیلی سرد دلم می خواهد مثبت ببینم و مثبت بیندیشم و بگویم این سرما مقدمه ایی است برای از بین رفتن خفتگی برای بیداری. شب است و هوا سرد و ذهن من آواره ی کویر مکان ندارد تا آرام بخسبد آری در سرزمین مادری اش آواره ی آواره است!

وطنم ایران با دلی پر از درد گلایه می کنم بی پناه و خسته از راهی دراز می آیم و به راه نا هموار مقابل می نگرم . به مکان نمی اندیشم به زمان به زمان می اندیشم به سالها راه رفته و سال های سال جاده برای رفتن که پیش روست و تنی خسته ، ذهنی آشفته و پایی مانده ز راه ..

سرد است شب تمامی ندارد راه زیاد است از شب به روز!نه! از روز به شب!نه! شاید سال های سال از شب به شب باید رفت از زمستان به زمستان ! ببین خوب ببین هیچ کدامشان مکان نیست همه چیز در گروی زمان است  نه در گروی غرب و نه در گروی شرق.

فقط به امید روزم ،به امید بهار، تا کوله ی پر از تنهایی ام را که تنها به دوش می کشیدم پر از شکوفه ی دوستی کنم و با هم به دوش کشیم

می روم و می روم و می روم ...

و رنج می برم از ذهن هایی پر از خالی و از لبخند هایی سر شار از تلخی

به تنهایی کوله ام رنج را هم اضافه کنید کوله ام سنگین تر می شود نه؟! اما به دوش می کشم . شب است و هوا سرد اما هنوز قلبم کمی گرم است و چشمانم کمی نور دارد از راه نمی مانم مگر اینه خون در قلبم یخ بزند و بی نفس بمیرم

بیا هم نفس شویم تا بمانیم تا بی نفس نمیریم  

 

                                                                                                          زهرا زکی پور


+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 18:7  توسط دانشجویان دانشگاه شیراز  | 

چرا بیداری منتشر نمی شود؟

چرا بیداری منتشر نمی شود؟

روز شنبه هفته گذشته  بود که از طریق تماس تلفنی از امور فرهنگی دانشگاه متوجه شدیم که نشریه به دلیل پاره ای از مسائل اجازه انتشار ندارد. پس از مراجعه به امور فرهنگی از طریق نامه ای که به امضای دکتر عباسی معاونت فرهنگی دانشگاه رسیده بود آگاه شدیم که موارد اتهامی دو مورد است و تا برگزاری جلسه کمیته ناظر در یکشنبه هفته بعد نشریه موقتا" توقیف شده است موارد اتهامی به این شرح بود :

1-     تشویش اذهان عمومی و ارائه مطالب خلاف واقع در مقاله دانشجویان علوم اجتماعی بخوانند .

2-     تشویش اذهان عمومی، ارائه مطالب خلاف واقع، تحریک و ترغیب دانشجویان نسبت به اعمال غیر قانونی و افترا و تهمت به مسئولین دانشگاه در مطلب مصاحبه با یکی از فعالین دانشجویی

روز یکشنبه با حضور در جلسه پس از تفهیم اتهام که البته از دو مورد فوق فراتر رفت و تمامی مطالب بیداری شماره یازدهم را در بر گرفت به اتهامات طرح شده پاسخ داده شد. در نهایت نیز حکم کمیته ناظر بر محرومیت موقت مدیر مسئول از تصدی این سمت تا شش ماه تعلق گرفت و به همین دلیل و البته علارغم درخواست تغییر مدیر مسئول نشریه که پیش از این به کمیته ناظر ارائه شده بود به دلیل عدم بررسی این درخواست در این جلسه کمیته ناظر، بیداری تا زمان بررسی درخواست و پذیرش تغییر مدیر مسئول اجازه انتشار ندارد. بر اساس آیین نامه نشریات دانشجویی درخواست تغییر مدیر مسئول می بایست ظرف مدت یک ماه پس از تسلیم درخواست از سوی کمیته ناظر مورد بررسی قرار گیرد . در آینده به صورت تفصیلی به اتهامات وارد شده بر نشریه از سوی کمیته ناظر و دفاعیات ارائه شده خواهیم پرداخت. برخی از اعضای هیئت تحریریه بیداری تا زمان امکان انتشار مجدد این نشریه در نشریه بنیان فعالیت می نمایند. بر خود لازم می دانیم از تمامی همراهان بیداری در یازده شماره گذشته سپاسگزاری نماییم. همانگونه که پیش از این نیز بارها ذکر کرده ایم بیداری تنها یک نام نیست بلکه راهی است که آغاز شده است و پایانی ندارد به امید انتشار دوباره بیداری در آینده ای نزدیک.
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 8:53  توسط دانشجویان دانشگاه شیراز  | 

خبر

مهدي كروبي:از محاكمه ي خود استقبال مي كنم

مهدي كروبي در واكنش به اخباري كه در خصوص محاكمه ي وي در دادگاه وي‍‍ژه ي روحانيت به گوش مي رسد،تاكيد كرد كه به شدت از محاكمه ي خود استقبال مي كند. وي كه در جريان وقايع اخير دستگاه هاي امنيتي و قضايي را به بدرفتاري با بازداشت شدگان از جمله شكنجه و تجاوز جنسي متهم كرده بود،تصريح كرد:" بنده به شدت از این اتفاق استقبال می کنم تا اگر در این سال ها به خاطر برخی ملاحظات مطالبی را بیان نکردم، به تفصیل و با ارائه جزئیات آن را مطرح کنم."

 

نرگس كلهر به آلمان پناهنده شد

نرگس كلهر دختر مهدي كلهر مشاور رسانه اي دكتر احمدي نژاد كه با فيلمي در محكوميت شكنجه به فستيوال نورنبرگ آلمان رفته بود به اين كشور پناهنده شد.مهدي كلهر كه قبلا گفته بود گمان مي كنم دخترم توسط دشمنان مملكت اغفال شده و نقش ابزار تبليغاتي آنها را ايفا كرده است،پناهندگي دخترش را نشانه ي وجود آزادي در ايران دانست. نرگس كلهر نيز در مصاحبه اي با بيان اينكه دوست دارد پدرش و دكتر احمدي نژاد فيلمش را ببينند خطاب به پدرش گفت: هيچ وقت براي اعتراف به اشتباه و بازگشت از مسيرغلط دير نيست.

 

ديدار مير حسين موسوي با خاتمي

 پس ازاينكه موسوی و کروبی در ديدارشان با اشاره به تبلیغات یکطرفه ای که صدا و سیما علیه آنها راه انداخته است، خواستار فرصتی برای حضور در یک برنامه تلویزیونی شدند تا به تخریب های رسانه ملی پاسخ دهند، در ديدار موسوي  و خاتمي نيز با تاكيد بر ابراز نگراني از تداوم اوضاع ناگوار کنونی به خصوص ادامه بازداشت ها، محدود کردن آزادی های اساسی برخلاف
قانون اساسی و موازین شرعی و اخلاقی، رواج بداخلاقی ها، تهمت زدن ها و نارواگویی ها و محروم بودن کسانی که مورد تهمت و ناسزاگویی قرار گرفته اند از امکان پاسخ،این شرایط را بیش و پیش از هر چیز دیگر به زیان انقلاب، کشور و مردم دانستند. آنها همچنین تصريح كردند جامعه رشید و بیدار ما که به خصوص به برکت انقلاب اسلامی راه خود را به سوی عدالت، آزادی، استقلال و سربلندی یافته است با زور و فشار از راه خود منحرف نخواهد شد.

 

جايزه ي "محمد امين" براي وبلاگ نويسان ايراني

وبلاگ نويسان ايرانى به پاس تلاش‌هايشان براى پوشش خبرى وقايع پس از انتخابات رياست جمهورى در ايران برنده يك جايزه مهم جهانى شدند.به گزارش رويترز خانم دلبر توكلى روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نويس ايرانى روز جمعه در استانبول به نمايندگى از ساير وبلاگ‌نويسان ايرانى جايزه سال ۲۰۰۹ محمد امين را دريافت كرد.علت اعطاى اين جايزه مهم به وبلاگ‌نويسان ايرانى «تعهد، شجاعت و فداكارى» آنها در پوشش خبرى تحولات پس از انتخابات رياست جمهورى در ايران اعلام شده است.

 

نگراني بان كي مون از سركوب مردم در ايران

در گزارشی که دبيرکل سازمان ملل در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران پس از انتخابات رياست جمهوری به سازمان ملل ارائه داد، به دستگيری‌های خودسرانه و شکنجه‌ بازداشت‌شدگان اشاره شده است. به گزارش بخش خبری سايت سازمان ملل، بان کی مون در اين گزارش آورده است که «برخورد مقامات با مردم معترض بر نگرانی‌ها نسبت به نقض آزادی بيان و اجتماعات و آزادی تجمع احزاب و گروه‌ها، کاربست خشونت نيروهای پليس عليه تظاهرکنندگان و نسبت به داشتن يک برخورد منصفانه با بازداشت‌شدگان افزوده است».

نامه ي دانشجويان ستاره دار به رييس مجلس

 خبرنامه امير كبير: بیش از 20 تن از دانشجویان ستاره دار امسال در دانشگاه های سراسری و آزاد با نگارش نامه ای به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، از وی خواستند كه از اعمال آپارتاید و تبعیض آموزشی جلوگیری كند.

 دانشجویان ستاره دار همچنین با ذكر استنادات قانونی، حق تحصیل را حق اولیه و انسانی خود برشمرده اند كه در اصول متعدد قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز  بدان اشاره شده است. شایان ذكر است اسامی و مدارك بیش از 20 تن از دانشجویان ستاره دار امسال و اسامی 58 دانشجوی ستاره دار در سال های گذشته به این نامه پیوست شده است.

آيت الله صافي گلپايگاني:مگر ميخواهيد با قران بجنگيد كه مي خواهيد استاندار زن بگيريد؟

آیت الله صافی  با ذکر اینکه احترام به حقوق انسان‌ها بدون توجه به استعدادهای فطری آن‌ها امکان ندارد، افزود: «خدمت به زن این نیست که کارهایی که ارتباط با مردها دارد به آنان بدهیم زیرا فرهنگ اسلامی ما با فرهنگ غرب و شرق تفاوت‌های زیادی دارد».
وی با انتقاد از پافشاری برخی بر مواضع غیر دینی اضافه کرد: «متأسفانه می‌آیند در قم که مرکز تشیع است، اعلام می‌کنند که برای بعضی از استان‌ها استاندار زن منصوب می‌کنیم؛ مگر می‌خواهید که با قرآن و پیامبر جنگ کنید که اینچنین خلاف شرع می‌گویید؟ شما با چه کسی می‌خواهید لجبازی کنید؟ آیا با احکام خدا و مسلّمات دین مخالف هستید»؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 17:25  توسط دانشجویان دانشگاه شیراز  | 

چگونه پوپولیسم آفت دموکراسی می شود؟-امین کریمی

 

پیش از آغاز بحث به طور کاملا مختصر دموکراسی را تعریف کرده و ویژگی های یک حکومت مبتنی بر آن را بر می شماریم.

دموکراسی در یک کلام حکومت مردم بر مردم است که در شیوه های رایج آن در جهان توسط نمایندگان اکثریت مردم اعمال می شود. یعنی مردم با گزینش نمایندگانی در ارکان مختلف حاکمیت نظام حاکم را تشکیل می دهند. لازمه­ی چنین حکومتی به رسمیت شناختن آزادی و حقوق برابر شهروندان است. برای آنکه بهتر بتوان وجوه تمایز یک حکومت دموکراتیک را در مقابل نوع غیر دموکراتیک آن بازشناخت می توان به موارد زیر اشاره کرد :

1- رقابت آزاد برای دستیابی به سمتهای انتخابی وجود داشته باشد. 2- برگزاری انتخابات باید به طور دوره­ای و کاملا منصفانه باشد و هیچ گروهی به هیچ وجه نمی بایست در جامعه حذف یا محروم گردد و هیچ اجباری در امر انتخاب صورت نگیرد. 3- آزادی های سیاسی و مدنی در جامعه موجود باشد تا امکان رقابت و مشارکت همه­ی گروهها فراهم باشد. به واقع حکومتی دموکراتیک است که در آن پنج اصل آزادی(بیان، مطبوعات و احزاب)، انتخابات آزاد، قانون مداری، تفکیک قوای سه گانه و مشارکت موجود باشد.

تجربه ­ی تاریخی نشان داده است که حکومت ایده آل وجود ندارد و بهترین نوع حکومت آن است که به ازای ارائه­ی خدماتی ضروری و تأمین امنیت مردم کمترین آسیبها را به شهروندانش وارد آورد! دموکراسی ظرفیت های بسیاری را برای رشد جامعه فراهم می آورد چرا که امکان نظارت مداوم بر مسئولان فراهم است و همواره کارشناسان و آگاهان هر حوزه به نقد عملکرد قدرتمندان می پردازند. و ناچار بودن مسئولین به پاسخگویی، موجب به حد اقل رسیدن رانت خواری و انواع فسادهای سیاسی و اقتصادی می شود. این موارد و بسیاری موارد دیگر که مجال بروز نیافتند موجب مقبولیت این شیوه حکومتمداری در سراسر جهان گشته است چنانچه اکثر قریب به اتفاق حکومتها ادعای دموکراتیک بودن خویش را دارند. اما حکومتهایی که به طور ایدئولوژیک با دموکراسی مرزبندی دارند دست به اقداماتی می زنند که در عین حال که ظاهر دموکراتیک حفظ شود از درون استحاله شود. این دموکراسی کنترل و محدود شده که نامی دیگر را می بایست برای آن برگزید در برخی موارد تبدیل به تهدیدی برای جامعه می شود که در ادامه به معرفی یکی از آنها می پردازیم. مراجعه به آرای عمومی برای گزینش نمایندگان همواره با خطرهایی همراه است چرا که نماینده­ی عموم لزوما شایسته ترین آنها برای احراز--- آن پست نمی باشد.  چگونه می­توان زمام امور را به دست کسی داد که نمی توان از شایستگی او اطمینان حاصل کرد؟ برای رفع این مشکل احزاب از یک سو و رسانه ها و مطبوعات از سوی دیگر به مدد انتخابات می­رسند. احزاب واقعی می بایست­ ارتباط تنگاتنگی را با بدنه­ی جامعه برقرار نموده و افراد شایسته ای را برای سمتهای مختلف تربیت نمایند و مهمتر از آنها رسانه­ها به عنوان نهادهای روشنگر جامعه می­بایست به نقد حاکمان پرداخته و در امر انتخاب باید کاستی­ها و نقاط قوت هر یک از کاندیداها را به مردم بنمایانند. لازمه ایفای چنین نقشی آزادی آنهاست و ایجاد هرگونه محدودیتی از سوی جکومت و ترسیم خطوط قرمز ریز و درشت اساس یک حکومت دموکراتیک را به زیر سؤال می­برد. اگر حکومتی این رکن مهم دموکراسی یعنی مطبوعات آزاد را از آن بستاند مراجعه به آرای عمومی می­تواند بسیار خطرناک باشد چرا که آنکس در انتخابات پیروز می گردد که تنها و تنها بیشترین توانایی ارتباط با توده­ی جامعه را دارا باشد. هر کس بیشتر احساسات عمومی را همراه خویش سازد از اقبال بیشتری برای پیروزی بر رقیبان برخوردار است و پوپولیسم آفت چنین رویکردی است. فراموش نکنیم که آنچه منجر به این می­شود دموکراسی یا حکومت مردم بر مردم نیست بلکه استحاله­ی آن بدین شیوه است. بدین خاطر است که همه­ی شهروندان می بایست از حریم آزادیهای اساسی جامعه به خصوص آزادی بیان، مطبوعات و رسانه با تمام وجود دغاع نمایند تا با نزدیک و نزدیکتر شدن به یک حکومت دموکراتیک دستاوردهای آن را در زمینه­های مختلف مشاهده نمایند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:4  توسط دانشجویان دانشگاه شیراز  | 

معرفی موسیقی

مجموعه شعر و موسیقی "بال در بال" از موسسه آوای شیدا مدتی پیش بمناسبت هشتادمین سال تولد "امیر هوشنگ ابتهاج" (ه. الف. سایه) در دستگاه شور منتشر شد.

در این مجموعه هر چند که شعر بر موسیقی غالب است اما اشعار دلنشين هوشنگ ابتهاج با همراهي صداي شاعر و

 اساتیدی همچون محمد رضا لطفی (تار) و محمد قوی حلم (تنبک) اثر خاصي را خلق نموده .

 قابل ذكر است بال در بال مدت ها پيش توسط همين تيم كار شده بود .

یکی از نقاط قوت این اثر برخورد ساده و صمیمی با مخاطب است به شکلی که حتی توپوق های شاعر درکار با نهایت هوشمندی حذف نشده ، برخوردی که  کمتر پیش از این شاهدش بودیم و به نوعی مخاطب را غافلگیر می کند.

انتخاب خط نستعلیق و گرافیک جلد ، اثر فرشتگان تابلوی "معراج"  از مینیاتورهای سلطان محمد نقاش صفوی را یادآور می شود که با دیگر طراحی های موسسه آوای شیدا کاملا" همخوانی دارد اما از این رو که تاکیدی بر شاعر که محوریت اثر با اوست نداشته قابل نقد است .

پیشنهاد می کنم اگر علاقمند شعر و موسیقی هستید "بال در بال" را بشنوید.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 21:10  توسط دانشجویان دانشگاه شیراز  | 

پرنده هایی بر قلعه فاشیسم (نگاهی به فیلم زندگی دیگران)

«زندگی دیگران» فیلم تأثیرگذاری است. از آن دست فیلم ها که ساعت ها و یا حتی روزها

پس از تیتراژ پایانی، مخاطب را در فضای خود نگه می دارد! فیلمی که در کنار «داستان محوری» خود از عنصر «شخصیت پردازی» نیز بهره کافی برده است.

داستان فیلم در آلمان شرقی و در زمان جنگ سرد اتفاق می افتد؛ در آن مقطع که مرزبندی های ایدئولوژیک بین دو آلمان غربی و شرقی، این دو کشور را به سلاخ خانه «انسانیت»و «آزادی» تبدیل کرده بود.

نکته جالب فیلمنامه اینکه گره دراماتیک، بین «سیاست» و «هنر» شکل می گیرد یعنی آنجا که صاحبان فاشیستی قدرت، در تمنای سکس با زنی هنرمند، یکی از مأمورین هوشمند امنیتی اطلاعاتی خود را برای کشف سندی علیه شوهر نمایشنامه نویس و شاعر وی مأمور می کنند. این مأمور امنیتی (ویسلر) نیز با نصب دستگاه های شنود در خانه شخصی این دو هنرمند با زندگی شان و نوع روابط عاشقانه، هنرمندانه و مبارزه طلبانه آنها بیشتر آشنا می شود تا اینکه کم کم تحت تأثیر افکار آنها قرار می گیرد و خود دچار استحاله شخصیتی می شود! اینجاست که هنر مؤلف و کارگردان اثر در شخصیت پردازی «ویسلر» فیلمش را مبدل به شاهکاری در این حوزه می کند. بازی خیره کننده و درخشان وی در این نقش بطور حتم در حافظه تمامی مخاطبان جدی سینما باقی می ماند. اثری غیر قابل پیش بینی و تعلیق زا که در کنار تراژیک بودن، حسی امیدوارانه را منتقل می کند. امید به فعالیت های آزادی بخش و امید به وجود «انسان» هایی بزرگ در «غیر انسانی» ترین جوامع!

نکته دیگر قابل تحسین فیلم این است که اولین فیلم بلند کارگردانش (فلورین هنکل فون دونرسمارک) محسوب می شود و بطور حتم خود را به عنوان پدیده ای درخشان در سینمای آلمان و جهان مطرح کرده است. فیلمسازی دقیق که در کنار تسلط بر تمامی ابزارهای زیباشناسانه سینما از سواد و اطلاعات کافی و تحلیل گرایانه ای نیز برخوردار است. دلیل این مدعا پرداخت ظریف و دقیق جامعه خویش در این فیلم است. جامعه ای که تحت قدرت ناسیونال سوسیالیسم مقبوض اداره می شود؛ احترامی به حوزه شخصی شهروندان خویش قائل نیست و تمامی آزادی های مدنی مردمانش را فدای امنیت ملی می کند؛ شایستگان جامعه را خانه نشین کرده و تا آستانه خودکشی می کشاند و از سویی دیگر غیر موجه ترین و بی هنر ترین آدمیان را «وزیر فرهنگ وهنر» کرده که از تمامی هنر تنها اندام متناسب بازیگر زن تئاتری را می فهمد و در آرزوی همخوابگی با وی می سوزد!

اما همچون همیشه این مرغ زیبای آزادی است که هم آلمان های غربی و شرقی را به فدرال و دموکراتیک تبدیل می کند و هم پایان بندی فیلم «زندگی دیگران» را دلچسب و امیدوار کننده.

دیدن این فیلم را به تمامی دوستانم با دردهای مشترک (!) توصیه می کنم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 21:9  توسط دانشجویان دانشگاه شیراز  | 

پارادوکس وضعیت

ازجمله اعتقادات و باورهای متفکران این عصر این است که معتقدند دوران کنونی دوران گذار و گرفتار آمدن جوامع و خاصه روشنفکران دروضعیتی پارادوکسیکال است. من جمله ژان فرنسوا لیوتاریعنی مسیح پست مدرن ها.دررئالیزم جادویی مخاطب با دو نظام مواجه است و دربرابر یک کنتراست واضح قرار می گیرد.با دو نظام متضاد.رئالیزم و جادو .

 اصولا رئالیزم جادویی مرزبندی تازه ای است در برابر رئالیزم مدرن وارداتی اروپا به مستعمرات آمریکای لاتین .این دو گانگی و تضاد و فضای وهم انگیز هیچ ارجاع خارجی ندارد و آیینه ی تمام نمای نه تنها جوامع استعمارزده آمریکای لاتین که تمام جوامع استعمارزده دنیاست.این تقابل نشان ازوضعیت بغرنجی است که در جهان مستعمراتی شاهدیم.بحران فرهنگ.بحران کشف نهایی خود.سالها درچنین فضایی انسان جهان سوم در تزریق هویت به سرمی برد الیناسیونی که آخرین برگ برنده استعماربود. درهرکدام ازاین جوامع نویسندگان و شاعران و هنرمندان بسیاری بودند که در راه آگاهی توده ها کوشیدند و جهانیان را به تحسین واداشتند واینک... آن تلاشها به ثمر نشته است اما انسان استعمار زده ی امروزما بین فرهنگ تزریق شده و فردیت تازه کشف شده معلق مانده است مابین دو نظام متقابل. رئالیزم جادویی ، نمود این شرایط است و صدای بلندی است که از آن سوی آبها به گوش می رسد.

این صدا:1.فریاد اعتراض این جوامع علیه استعماروعلیه دکترین آن جهت مصرفی کردن جوامع زیرسلطه، در حوزه ادبیات وبه صورتی نمادین است،از این رو با کمی اغماض می توان ان را نمونه ی یک ادبیات انقلابی دانست 2.صدای صدورفرهنگ و تاریخ تازه بیدار شده ی این جوامع است،زیرا درون مایه ی این نوع از ادبیات غالبا "اسطوره ها ی بومی یا باستانی،افسانه ها ویا تجربیات فرهنگی" است.بنابراین می توان گفت این گونه ادبی از نمایندگان زنده ادبیات پسا استعماری است.

 در اجماعی جهانی ازجمله بزرگان این گرایش "گابریل گارسیا مارکز" مشهور است.از دیدگاه منتقدین نیزسه اثر بزرگ: صد سال تنهایی اثر مارکز،جاده قحطی زده بن اکری ومحبوب اثر تونی موریسون ازجمله شاخص ترین و مانا ترین های این گرایش اند (به تعبیری قلب تپنده ی آن). واژه ی رئالیزم جادویی را نخستین بار انخل لورس وارد گفتمان ادبی نمود؛ درسایر شاخه های رئالیزم اگرچونان حوزه ی کلاسیسیزم به تقلید طبیعت و رو نویسی از آن و از اشیاء و واقعیات  می پردازیم درمتد جدید واقعیت هاهمچنان ، جوهره ی واقعی خویش را حفظ می کنند اما در تکنیک روایی چونان افسانه ها عرضه می شوند.این نگاه آنخل لورس است . ایزابل آلنده می گوید :"رئالیزم جادویی ترفند ادبی یا شیوه ی نگرشی است که در آن فضایی برای نیروهای نامرئی که جهان را می گردانند وجود دارد:رویاها،افسانه ها،اساطیر.... تمام این نیروها درجنبه های معنی گریز و غیر قابل توضیح رئالیزم جادویی جا دارند.این سبک مجالی است برای دیدن و نوشتن تمام ابعاد واقعیت."

"رئالیزم آن اندازه بر متن غلبه دارد که عناصر تقلیل ناپذیری که شاخصه جادو هستند بتوانند نقش خود را ایفا کنند" برخی نیز معتقدند:"نوعی از داستان است که معجزه و شگفتی را به رویدادهای روز مره تبدیل می کند ، راه رفتن روی آب و مسواک زدن ،سفر های پس از مرگ و خروج از کشور را در یک سطح قرار می دهد."

 این آمیزش حاصل نگاهی شکاکانه به واقعیت است. باز پرسی این که به راستی واقعیت چیست؟ و یا حتا بیان این نگره ی تازه که جادو خود نمودی از واقعیت است. حتا عین واقعیت است.

شکستن مرزمیان واقعیت وجادو و آشتی میان این دو به گونه ای نمادین ، نشان ازنگرش نوستالژیک، ضد جنگ و ضد استعمار، آرمانگرا و جهان وطن حاکم بر این آثار و نویسندگان آن دارد.

با این وجود باید اعتراف کرد  آنگونه که باید ایده ی مذکوردر طول این سالها همگام با تحولات جدید جهانی نبوده است به زبان خودمانی ، به روز نشده است .اين سبك گاها باعث شده است فرهنگ و رسوم اصيل مناطقي را در حد تصورات ذهني دلفريب و غريب (اگزوتيك) تقليل دهد، نبود مانیفست مرجع پویا که بیا نگر حرف ها  و نشان دهنده ی راه درست یافتن شاهراهه های جدید باشد علت این امر است. متدولوژی استقرایی از راه های دست یابی به تکنیک ها و کلیت محتوایی این گرایش جدید است اما به علت عدم شناخت کافی و نبود مرجع های پویا جز آثار کسانی چون مارکز،پانتیر،بن اکری و ... آثارجدید  در حد تقلید های سطحی از اینگونه آثار تقلیل یافته است.

به هر حال باز هم نمی توان تکانه ی قدرتمندی که این سبک در بازه ی زمانی اوج و اعتلای خود بر ادبیات پیشرو دنیا و حتی به صورت نا محسوس بر حوزه ی سیاست جهان، در اوج اپیدمی راست بر جا نهاد را، نا دیده گرفت .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 21:7  توسط دانشجویان دانشگاه شیراز  | 

اندر احوالات تعليقي

آن خسته از فضاي باز انتخاباتي ،آن ميهمان هر روز كميته ي انضباطي ،آن مقصر بيكاري و تورم رواني،آن عاشق رفتن تيم ملي به جام جهاني،آن آواره از خانمان حقيقي ، دانشجوي تعليقي بسيار بي باك بودي ،همچنان كه در حد بمب اتم خطرناك بودي... نقل است كه روزي يكي از همين جانيان وارد دانشگاه شيراز بشدي وصد و پنجاه نفر را جرینگی بكشتي و مابقي را بهشتي . زان پس تمام هم كيشانش در يك عمل بسيار انساني ممنوع الورود شدندي آنچنان كه چرايش را خودشان هم نفهميدندي...

در بيان اينكه اين جماعت تا چه مايه خطرناك بودندي همين بس كه "انگلس "خدابيامرز در "منشا خانواده ،مالكيت خصوصي و دولت" از دوران تعليق به عنوان دوران گذار از توحش به بربريت نام همي بردي و در ادامه همي گفتي :"در اين زمان امكان همي رود  كه اين جماعت معلوم الحال شبانه به خوابگاهيان اعلام جنگ دهندي و شيرازي هاي پرولتر را در كوره هاي آدمسوزيشان بجزانندي.

كارل ماركس فقيد هم در مقدمه ي كتابي كه كسي تاكنون آن را نخوانده بدي دوران تعليق را حاصل تضاد منافع طبقه ي خفه كننده و طبقه ي خفه نشونده دانستي و در ادامه طبقه ي خفه كننده راهمان پيرمرد خنزرپنزري صادق هدايت دانستي كه چماقي بدست در تمامي اماكن دانشگاه از جمله كتابخانه ي خوارزمي، مديريت ،بازارچه،امور فرهنگي و سقف كلاس هاي دانشجويان به طور همزمان حضور داشتي...

همچنين دوربين هاي زبان بسته ي چشم چران در يك اقدام انقلابي روايت كردندي كه حول و حوش صدور حكم اينان بوروكراسي در سراسر دنيا به زير صفر رسيدي چنانكه قبل از صدور حكم اين جماعت كه جز غذاي سلف و جزوه ي استاد دغدغه هاي ديگري هم  داشتندي ،ممنوع الوروديشان به تمام واحد هاي انتظاماتي ،خوابگاه ها ،باغ ارم و ساير باغ هاي مطرح جهان  فرستاده شدي .

روزي يكي از همين عجيبان بانگ برداشتي كه تعليق تمريني براي رهايي بودي وسپس پرسيدي آيا از ما همي بترسيد؟ نقل است كه همان پيرمرد خنزر پنزري در جواب هيچ مگفتي و مريدان و چاكران جملگي جيغي بزدندي ونقش بر زمين شدندي ازشرم  آن همه هيبت و انسانيت!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 21:5  توسط دانشجویان دانشگاه شیراز  | 

آموزش عالي،تغيير يا تثبيت موقعيت زنان؟

پذيرش بيش از 60درصد متقاضيان دختر در مراكز آموزش عالي تصوراتي را به ذهن متبادر می کند:رشد آگاهي زنان،افزايش امكان تحرك اجتماعي ،افزايش مشاركت سياسي،اجتماعي و اقتصادي ،كنترل جمعيت كشور،دموكراتيزه شدن نظام آموزشي و... اما اينها ظاهر قضيه است قبل از هر چيز بايد خاطر نشان کرد كه دستيابي مساوي به معناي فرصت مساوي نيست زيرا تامين عدالت بايد فرصت و امكان مساوي براي كسب كاميابي افراد را در بر داشته ياشد. واقعيت اين است كه روند صعودي ورود دختران به دانشگاه ها بيش از آن كه برنامه ريزي شده ودر جهت نيل به اهداف توسعه گرايانه باشد متاثر از عواملي چون رواج مدرك گرايي در جامعه،كسادي بازار كار،نگريستن به دانشگاه به عنوان محلي براي یافتن همسر مناسب و كمي خوشبينانه تر تلاش خود زنان براي بهبود شرايط زندگي خود است.

خارج از برنامه ريزي بودن چنين پديده اي و متعاقبا عدم برنامه ريزي حين و بعد تحصيل براي زنان موجب بهبود وضعيت زنان نمي شود كه حتي از ديد توسعه گرايان سرمايه هاي ملي كشور را نيز به هدر ميدهد.

 با ياد آوري اينكه به تعبير بورديو" آنچه اهميت دارد بقاست ونه ورود" ، شاهد هستيم كه با وجود رشد كمي دانشجويان دختر ،ساختار ها و امكانات همسو با اين تحول پيش نرفته است و ما هنوز با حضور ضعيف زنان در هيات علمي دانشگاه ها ، مقاطع بالاتر تحصيلي ، رده هاي بالاي مديريت و صحنه هاي مهم سياسي و اجتماعي روبرو هستيم جالب اينكه نرخ اشتغال زنان به گواهي سرشماري سال 85 چيزي حدود 14 درصد است يعني حول و حوش نرخ اشتغال آنها در سال 1356.

از طرف ديگر آمارها ي اينچنيني نظير بيست و هفت برابر شدن جمعيت دانشجويان زن پس از انقلاب تنها مربوط به بعد كمي آموزش است و از لحاظ كيفي تغيير چنداني در آموزش رخ نداده است آموزش عالي به عنوان يكي از مهمترین عوامل دوباره جامعه پذيري نقش انكار ناپذيري در تكوين هويت جديد زنان دارد و بيهوده است اگر با روش سنتي اصطلاحا "بانكي " كه درآن استاد همه چيزدان سوار بر اسب سخن جولان مي دهد وراه را بر انديشه ي تحليلگر و خلاق مي بندد، منتظر تغييرات عمده اي در زمينه ي آگاهي ، تشريح موقعيت فرد و ميل به تحول خواهي باشيم  آن هم در شرايطي كه نظام آموزشي به طور خواسته يا نخواسته  با تاكيد بر تفاوت هاي ذاتي زن و مرد- مخصوصا در رشته هاي علوم انساني- و طبيعي جلوه دادن تبعيضات اعمال شده عليه يك جنس نه تنها كليشه ها و نگرش هاي جنسيتي را نمي شكند كه آنها را تقويت هم مي كندو طبيعي است كه زنان در سازو كاري كه به  پشتوانه ي فرهنگي بيمار آنها را به بند مي كشد بيشتر از آنكه ديد انتقادي و بهبود خواه كسب كنند با قناعت به نداشته ها و قبول موقعيت فرودست خود رفته رفته عليه خود دست به كار شده و بدون اراده و آگاهي نظم موجود را تثبيت و باز توليد مي كنند.

و چنبن است كه در شرايطي كه بسياري از كشورها با اعمال تبعيض به نفع زنا ن با توانمندسازي جمعيت فعال خود در پي  افزايش توليد ملي و بهبود كيفيت زندگي براي تمام اقشار هستند، دولتمردان و برنامه ريزان ما به جاي اصلاح نظام آموزشي ، ايجاد اشتغال براي زنان و استفاده از اين "فرصت" بزرگ به جريان ورود دختران به دانشگاه ها به چشم يك "مسئله"نگريسته و با طرحهايي چون سهميه بندي و بومي گزيني جنسيتي و برپايي سمينارهاي آسيب شناسي در پي حذف فيزيكي زنان و راندن او به عرصه ي خصوصي هستندتا بدين گونه از ارتقاي آگاهي زنان و متعاقبا طرح مطالبات جديد از سوي آنها ممانعت به عمل آورند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 21:4  توسط دانشجویان دانشگاه شیراز  | 

انتخابی شدن روسای دانشگاه ها گامی در جهت آسیب زدایی از دانشگاه

در جامعه انسانی هر سیستم اجتماعی – منظور از سیستم مجموعه ای از کنشگران است که در بین آنان ارتباطات خاصی جهت برآورده نمودن هدفی معین برقرار می باشد - وظیفه برآورده نمودن یکی از نیازهای جامعه را بر عهده دارد به عنوان مثال بنیادی ترین وظیفه سیستم های اقتصادی کسب درآمد بیشتر برای آن جامعه می باشد . این مقاله بر آن است که با استفاده از نظریات سیستمی نیکولاس لومن( 1998-1927 ) به آسیب شناسی سیستم های دانشگاهی و علمی در ایران بپردازد . با توجه به نظریات این جامعه شناس  هر یک از سیستم های اجتماعی جهت برقراری ارتباط در بین اعضای خود واسطه ها و یا ابزارهای ارتباطی ای را پرورش داده که اعضای آن سیستم جهت برقراری ارتباط با یکدیگر از آن واسطه ها بهره می گیرند . برای مثال واسطه ارتباطی در سیستم های اقتصادی پول است ، یعنی اعضای فعال در درون این سیستم به وسیله پول با یکدیگر ارتباط برقرار می نمایند و یا واسطه ارتباطی در درون خانواده عشق می باشد . در صورتی که واسطه ارتباطی یک سیستم در سیستمی دیگر به کار گرفته شود و یا سایه خود را بر واسطه ارتباطی سیستم دیگر بگستراند ، سیستم تحت سلطه در انجام وظایف خود دچار اختلال گردیده و نهایتا" چون یکی از سیستم های اجتماعی وظایف خود را به درستی انجام نمی دهد کل سیستم دچار بحران خواهد شد . به عنوان مثال اگر واسطه ارتباطی سیستم اقتصادی یعنی پول به عنوان وسیله برقراری ارتباط در بین اعضای خانواده به کار گرفته شود بی گمان آن خانواده استمرار نخواهد یافت و در بهترین حالت از انجام کارکردهای اساسی خود باز می ماند . با این توضیحات از دید لومن به شرایط دانشگاه های ایران نظری می افکنیم .

وظیفه پایه ای دانشگاه و سیستم های علمی تلاش برای دست یابی به واقعیت  است و واقعیت واسطه ی ارتباطی بین اعضای فعال در درون سیستم دانشگاهی و علمی می باشد . یعنی کلیه ارتباطات بین اعضای این سیستم – دانشجویان ، اساتید – می بایست بر اساس دست یابی و نزدیکی هر چه بیشتر به واقعیت باشد . آنچه که با در نظر گرفتن این دیدگاه به نظر می رسد آسیب های جبران ناپذیری را بر سیستم دانشگاهی ایران وارد نموده ، حاکم گردیدن واسطه های ارتباطی سایر سیستم ها از قبیل سیستم سیاسی و اقتصادی بر دانشگاه می باشد که خود ارتباطات درون دانشگاه را به شدت دچار اعوجاج نموده است . یعنی واسطه ارتباطی سیستم سیاسی – قدرت – سایه سنگین خود را بر واسطه ارتباطی سیستم دانشگاه – دست یابی به واقعیت - تحمیل نموده و دانشگاه را از انجام وظیفه اصلی خود باز داشته است . در این شرایط دانشگاه سیستمی بحرانی گردیده که در بهترین حالت تا آنجا آزاد است که واقعیت مورد نظر سیستم سیاسی را تولید نموده و در بدترین حالت دروغ هایی را با نقاب واقعیت عرضه نماید . این بحران در رشته های علوم دقیق چون مهندسی و ریاضی به دلیل فوایدی که در خدمت سیستم سیاسی است بسیار کمتر از رشته های علوم انسانی به چشم می خورد . نگاهی گذرا به رشته های اساتید بازنشسته شده در اثر تحمیل و اجبار نهادهای سیاسی در چند سال اخیر – که اگر نگوییم همگی اما اکثریت قریب به اتفاق آنان در رشته های انسانی مشغول به فعالیت بوده اند - خود گویای این امر است . باید توجه داشت که این تفوق واسطه ارتباطی سیستم سیاسی – قدرت – بر سیستم دانشگاهی و علمی – دست یابی به واقعیت – اگرچه ممکن است فوایدی را در کوتاه مدت برای سیستم سیاسی دارا باشد اما بی گمان در بلند مدت نه تنها برای سیستم سیاسی بلکه برای کل سیستم اجتماعی بحران هایی را ایجاد خواهد نمود که اگر مورد توجه قرار نگیرد به دلیل برآورده نشدن یکی از نیازمندی های بنیادین سیستم اجتماعی یعنی دست یابی به واقعیت که خود مواد خامی را برای سیستم های اقتصادی و سیاسی تولید می نماید کل سیستم را با خطر فروپاشی مواجه خواهد نمود . البته شاید بتوان به دلیل وجود ثروتی بادآورده و بی تلاش چون نفت مدتی این بحران ها را تحمل نمود .

راهکار چیست ؟

اگرچه سخن گفتن از استقلال کامل سیستم های اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی ، علمی و ... در عرصه علوم اجتماعی سخنی گزاف است اما این سیستم ها می بایست دارای استقلالی نسبی باشند تا بتوان امید داشت که واسطه ارتباطیشان وظایف خود را به درستی انجام دهد .

اگر در رابطه ی استاد و دانشجو واسطه ی ارتباطی واقعیت جای خود را به واسطه ی ارتباطی قدرت دهد استاد به صرف دارا بودن قدرت و حمایت سیستم سیاسی می تواند بدون در نظر گرفتن معیار واقعیت نظرات خود را بر دانشجو تحمیل نموده و یا مدیریت دانشگاه همراه با اساتید و دانشجویان همسو از آنجا که از سوی کنشگران عرصه سیاست منصوب گردیده اند به دلیل حاکم نمودن واسطه قدرت به جای دست یابی به واقعیت اساتیدی را که بر خلاف ایدئولوژی حاکم می اندیشند اخراج و یا بازنشسته نماید . و یا در خدمت اهداف سیستم سیاسی – چون گزراندن بحران های سیاسی ناشی از افزایش تعداد جوانان و یا جلب نظر جامعه جهت کسب رای بیشتر در انتخابات - منفعلانه در برابر افزایش بی رویه و غیر عقلانی ظرفیت دانشگاه ها - که آسیب هایی چون افت کیفیت تحصیلی و خدماتی و رفاهی دانشگاه تنها گوشه ایی از ناهنجاری های ناشی از آن می باشد - در برابر سیستم سیاسی عمل نمایند . و یا به نهادهای سیاسی و امنیتی خارج از دانشگاه اجازه دهد که با ایجاد تشکل هایی همسو با منافعشان در مسائل جاری دانشگاه اعمال نفوذ نموده و دست یابی به واقعیت را تا آنجا مجاز نمایند که در خدمت منافع سیستم سیاسی باشد . 

اولین گام در شرایط حاضر جهت دستیابی به استقلال نسبی دانشگاه که پیش نیازی بر حاکم نمودن ابزار ارتباطی واقعی این سیستم – دست یابی به واقعیت – در بین کنشگران آن می باشد انتخابی شدن روسای دانشگاه ها است یعنی برگزیده شدن روسای دانشگاه های کشور توسط اعضای هیات علمی و نمایندگان دانشجویان هر دانشگاه ، انتخابی که در پرتو آن شاید بتوان امیدوار بود که واسطه ارتباطی سیستمهای علمی و دانشگاهی یعنی دست یابی به واقعیت ملاک و وسیله اصلی برقراری ارتباط در دانشگاه هها به عنوان اساسی ترین بخش های سیستم علمی باشد و این سیستم با رهایی از آسیب های موجود به صورت کارآمدتری در خدمت کل سیستم اجتماعی باشد . روسایی که چون برآمده از بدنه دانشگاهی اند و نه منصوب از سوی فعالان عرصه سیاست بی شک در جهت حفظ استقلال دانشگاه از سیستم های اجتماعی دیگر و صیانت از منافع این سیستم حیاتی و کنشگران آن در برابر دست اندازی های سایر سیستم ها خواهند کوشید . 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 21:3  توسط دانشجویان دانشگاه شیراز  |